الأحد، 15 نوفمبر 2020


کتاب توحید از کتاب صحیح البخاری

خداوند به پیامبر ما محمد ، خانواده و اصحابش رحمت کند

فصل آنچه در دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد ، امت او به وحدت خدا برکت و تعالی باد

 (توحید) این اعتقاد که خداوند متعال فی نفسه ، صفات و افعال او یکی است و اثبات آن را با ادله و شواهد می گویند.

 

                                  

 

  7372 - و به من گفت عبدالله بن ابی الاسود ، به ما فضل بن علا Ala گفت ، به ما اسماعیل بن بی سوادی گفت ، یحیی بن محمد بن عبدالله بن تابستان ، او پدر معبد را شنید ، غلام آزاد شده ابن عباس ، گفت: من شنیدم که ابن عباس می گوید:

 هنگامی که پیامبر صل himی الله علیه و آله م Maعز بن جبل را در مورد مردم یمن فرستاد ، به او گفت:

"شما مردم این کتاب را فراهم می کنید ، بگذارید اولین کسی باشد که آنها را دعوت می کند تا به خدای متعال بپیوندند ، اگر آنها این را می دانند ، به آنها بگویید که خداوند پنج نماز در روز بر آنها تحمیل کرده است. و شب ، اگر آنها رسیدند ، به آنها بگویید که خدا زکات پول خود را گرفت ، از ثروتمندان به فقیران برد ، در صورت تأیید ، آنها را از آنها گرفت ، و آرزوی پول مردم کریم "

                                  

                                 

  7373 - محمد بن بشار برای ما روایت کرد: غندر برای ما روایت کرد.

 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

 "اوه ممنوع ، آیا می دانید حق خدا در مورد موضوعات چیست؟" ، وی گفت: خدا و پیامبرش می دانند ، او گفت: "او را پرستش کنید و چیزی را با او شریک نکنید ، آیا می دانید چه حق آنها را دارد؟" ، او گفت: خدا و پیامبرش می دانند ، او گفت: "برای مجازات آنها نیست"

 

                                  

 

7374 - اسماعیل را به ما بگویید ، از مال عبدالرحمن بن عبدالله بن عبدالرحمن بن ابی ساسپ ، از پدرش از ابوسعید ، مالک را به من گفت که مردی مردی را شنید که می خواند خدا را تکرار می کند ، و هنگامی که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد به یاد آورد برای او که ، مثل اینکه مرد با او صحبت می کند

 رسول الله صلی الله علیه و آله:

 «و دست من ، این یک سوم قرآن است» بن جعفر اسماعیل افزایش یافت ، از مالک عبدالرحمن ، از پدرش ، از ابوسعید ، به من گفت که برادرم قتاده بن نعمان از پیامبر صلی الله علیه و آله

 

 

                              

 

7375 - احمد بن صالح را به ما بگویید ، فرزند اهدا را به ما گفت ، به ما عمرو بن ابو هلال ، پدر مردان محمد بن عبدالرحمن ، به او در مورد دختر مادرش عمرا عبدالرحمن گفت ، او در سنگ بود عایشه ، همسر پیامبر صلی الله علیه و آله: عایشه:

 اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله مردی را به رازی فرستاد ، و او برای همراهان خواند که در دعای آنها با خدا خاتمه می یابد ، حبوبات است و هنگامی که بازگشت ، گفت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «چیزی کم است؟» ، از او پرسیدند ، وی گفت: چون دستورالعمل رحمان است و من دوست دارم آن را بخوانم ، «خدا به او گفت که دوست دارد»

W6940 (6/2686) - [U مسلمان در نماز مسافران گنجانده شده و آن را کوتاه می کند ، فصل لیاقت قرائت ، بگو: او خداست ، یکتاست ، شماره 813

(هاجر عایشه) حضانت و مراقبت از او.

(در یک شرکت) به عنوان شاهزاده ای که یک قطعه از ارتش است که بیش از چهار صد نفر نیست.

(بگو.) یعنی کل سوره ای که با این جمله شروع می شود.

(صفت بخشنده ترین) زیرا حاوی نامها ، صفات و اسامی برگرفته از صفات وی است.

(او را دوست دارد) او را می پذیرد و به او نزدیکتر می کند و بر او پاداش می افزاید. به حدیث [741]] مراجعه کنید.

 

خداوند به پیامبر ما محمد ، خانواده و اصحابش رحمت کند

السبت، 17 أكتوبر 2020

سوره اسراa: شیخ محمد المنشاوی


کتاب علم از کتاب صحیح بخاری

الحمدلله و صلوات و درود بر رسول خدا ، خاندانش و همه یارانش

* فصل لیاقت دانش

و سخنان خداوند متعال:

 { يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا العِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

[استدلال: 11]

و سخنان جلال و جلال او:

{ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}

[طه: 114]

82 - به ما بگویید سعید بن عفیر ، لیث به من گفت ، او گفت: عقیل به من گفت ، از ابن شهاب از حمزه بن عبدالله بن عمر ، که ابن عمر گفت: من رسول الله ص را شنیدم ، فرمود:

"در حالی که خواب بودم ، یک کاسه شیر به آن دادم ، بنابراین تا زمانی که آب از ناخن های من بیرون نمی آید ، نوشیدم و سپس آن را به من دادم." او گفت: «علم»

W82 (1/43) - [U شامل مسلمان در فضایل صحابه ، فصل فضایل عمر ، رضوان الله تعالی علیه ، شماره 2391

(جام) کاسه ای برای نوشیدن.

(آبیاری) سیری از آب و نوشیدنی.

(این در ناخن های من بیرون می آید) استعاره ای است برای اغراق در آبیاری.

(فضلی) چه شیرهایی بیشتر از من.

(اول) آن را بیان و تفسیر کردم] [3478، 6604، 6605، 6624، 6627]

 

                           

 

* فصل: هرکس با نیکی به خدا بازگردد ، او را در دین می فهمد

71 - سعید بن عفیر را به ما بگویید ، او گفت: پسر اهدایی را از یونس برای ما بگوی ، از ابن شهاب ، گفت حمید بن عبدالرحمن ، من سید را شنیدم ، خطیب می گوید شنیدم پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:

"از طرف خدا برای انجام احکام خوب در دین ، ​​اما من قاسم و خدا می دهد ، و این ملت را بر اساس فرمان خدا باقی نخواهم ماند ، آنها را از پرهیزگاران صدمه نزنید ، حتی فرمان خدا می آید"

W71 (1/39) - [U شامل مسلم در فصل زكات منع شماره 1037

(فقه) او را فقیه و فقه فهم کند.

(من قاسم هستم) به آياتي كه فرمان دادم در بين شما سوگند بخورم ، و بدون کسي به کسي تعلق ندارم. (و خداوند به شما) هرکدام از شما با توجه به میزان اراده خود درک می کند ، جلالش باد.

(بر اساس علت خدا) حفظ و کار با دین واقعی خدا که اسلام است.

 (تا زمان آمدن فرمان خدا) در قیامت. (2948 ، 3442 ، 6882 ، 7022)                        

* فصل: پیامبر صلی الله علیه و آله هیئت عبدالقیس را برای حفظ ایمان و دانش تحریک کرد و آنها را از چه کسی آگاه کرد.

مالک بن الحویث گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله به ما فرمود:

 "به خانواده خود برگردید ، به آنها بیاموزید."

 

                          

                    

 

* فصل: دانش چگونه گرفته می شود؟

عمر بن عبدالعزیز به ابوبکر بن بسته نوشت: ببینید آنچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است آن را تایپ کنید ، من درس علوم را راحت کردم و دانشمندان می روند ، و نه تنها حدیث پیامبر (ص) را قبول می کنند:

"و بگذارید دانش را کاوش کنید ، و بنشینید تا کسی که نمی داند آموزش داده شود ، زیرا دانش تا زمانی که یک راز نباشد از بین نمی رود."

علا us بن عبدالجبار به ما بگویید: عبدالعزیز بن مسلم ، عبدالله بن دینار به ما بگویید: بنابراین ، ابزار مدرن عمر بن عبدالعزیز ، برای گفتن: برو دانشمندان

W [U (درسهای علوم) از بین رفته و گم شده است.

(اجازه دهید آنها گسترش یابد) از افشاگری ، که شایعه است.

(او هلاک نخواهد شد) او گم نخواهد شد.

(مخفیانه) خفه.

100 - به ما بگویید اسماعیل بن ابی عیسی ، او گفت: مالک از هشام بن عرو from از پدرش به من گفت ، عبدالله بن عمرو بن العاص گفت: من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:

الوربرا گفت: "خدا پرچم را به زور از سوي افراد رد نمي كند ، اما علمي را به دست مي آورد كه دانشمندان باكد ، حتي اگر جهان هم نمي ماند مردم كلاهك هاي جنگي را به جاهلا ، وسيلوا ووتوئا بدون دانش ترجيح مي داد ، اوديلوا را ترجيح مي داد". به ما گفت عباس ، او گفت: كوتايبا را بگو ، جرير به ما گفت ، بی عیب و نقص در مورد او

W100 (1/50) - [U شامل مسلمان در علم ، بخش بالا بردن و نگه داشتن پرچم شماره 2673

(استخراج) از صدور دانشمندان پاک شد.

(با دستگیری دانشمندان) با مرگ آنها.

 (رسا) مجموعه را و در یک روایت است

(سرها) سر جمع و به معنای یک.

(الفوریری) او یکی از کسانی است که صحیح را از زبان بخاری شنید و آن را از وی نقل کرد] [6877]

 

                         

                          

* فصل علم

111 - محمد بن سلام به ما گفت ، وی گفت: واکی به ما گفت ، از صوفیان ، از معتریف ، از الشعبی ، از ابو جوفا ، و او گفت:

 به علی بن ابی طالب گفتم: کتاب داری؟ وی گفت: "نه ، فقط كتاب خدا ، یا به او درك كنید از یك مرد مسلمان ، یا در این روزنامه. من گفتم: در این روزنامه چه؟ گفت: ذهن ، فرار از اسیر ، و كشته شدن یك مسلمان Bccaffr"

W111 (1/53) - [U (کتاب) مطلبی مکتوب از رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

(روزنامه) کاغذ نوشته شده به شمشیر او چسبیده بود.

 (ذهن) دیه.

(آزاد كردن اسیر) آنچه از اسارت نجات یافته است. [2882 ، 6507 ، 6517]

 

                        

  * باب معصیت کسی که به پیامبر صلی الله علیه و آله دروغ گفته است

106 - به ما بگو علی بن جعد ، گفت: به ما لشکر بگو ، گفت: منصور به من گفت ، او گفت: من دو ربع بن هرش را شنیدم ، او می گوید: من یک بلند را شنیدم ، می گوید پیامبر صلی الله علیه و آله:

"به من دروغ نگو ، زیرا کسی که به من دروغ گفته باید آن را به آتش بکشد."

W106 (1/52) - [U ، شامل مسلم در مقدمه ، فصل سخت گیری دروغها درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله 1

(فلیج) اجازه دهید وارد شود.

و این حدیث را دانشمندان فرمودند که به دلیل راههای فراوان تکرار می شود ، همانطور که مشاهده خواهید کرد]

107 - ابوالولید روایت شده ، گفت: مسجد لشکر بن شداد ، عامر بن عبدالله بن زبیر را از پدر خود بگویید ، او گفت: من به زبیر گفتم: من نمی شنوم که درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله صحبت کنی ، چنان که اتفاق می افتد و چنین؟ او گفت: اما من از او جدا نشدم ، اما شنیدم که می گفت:

"کسی که به من دروغ گفت ، بگذار صندلی خود را از روی آتش قرار دهد."

W107 (1/52) - [U (فلانی) العینی گفت که وی در روایت ابن ماجه عبدالله بن مسعود ، رضوان الله تعالی علیه ، از آنها نام گرفته است.

(اجازه دهید او انجام دهد) یک موضوع اعلامیه ، یعنی برداشتن سقط جنین از خانه و معنای گرفتن خانه برای خودش.

  110 - موسی برای ما روایت کرد ، فرمود: ابوعوانه از ما به ابو حسین ، از ابو صالح ، از ابو هریره ، از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرد:

"تو را به نام من بلند خوانده اند و به نام من آرام نگیر." و هر كه مرا در خواب ببیند مرا دیده است ، زیرا شیطان از تصویر من تقلید نمی كند.

W110 (1/52) - [U ، شامل مسلمان در مقدمه ، فصل دروغهای تند درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شماره 3

(نام خانوادگی من نباشید) این ابا القاسم است و لقب هر نام مناسب است که با پدر یا مادر شروع می شود.

(او مرا دید) یعنی یک چشم انداز واقعی که رویای لوله ای و قیاس با شیطان نیست] [5844]

 

خداوند به پیامبر ما محمد ، خانواده و اصحابش رحمت کند

الجمعة، 18 سبتمبر 2020


نشانه های ساعت.

سندیکاها: شرط جمع که زبان است: علامت.

ساعت در زبان: زمان یا حال آن در اینجا به معنی قیامت است ،

بنابراین نشانه های ساعت شرعی است: نشانه هایی که بیانگر نزدیک بودن روز رستاخیز است. خداوند متعال فرمود:

{ فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا } [محمد: 18] (شرح کتاب "لامات الاثقید" ، شیخ محمد الوثائمین ، ص 105)

* از نشانه های ساعت (خروج دجال)

  1) معنی دجال.

  زبان: نوع اغراق آمیز کلاهبرداری ، که دروغ و مبدل است

  شریعت: مردی استتار شده که در پایان زمان بیرون می رود ادعای خداباوری می کند. (شرح کتاب "لامات الاقید" ، شیخ محمد الوثائمین ، ص 105)

2) خروج او با سنت و اجماع ثابت می شود.

1- سال.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

 خدایا بگو که من از عذاب جهنم به تو پناه می برم و از عذاب قبر به تو پناه می برم و از وسوسه دجال به تو پناه می برم و از وسوسه مرگ و زندگی به تو پناه می برم. مسلم: کتاب مساجد و اماکن نماز: فصل آنچه در دعا آمده است "590" از عباس 134 از باشد که خداوند از هر دو آنها راضی باشد.

پیامبر صلی الله علیه و آله در نماز از او پناه می برد.

 البخاری: کتاب اذان: ب-التماس قبل از صلح "832" و مسلم: کتاب مساجد و اماکن نماز: فصل آنچه در نماز "589" "129" استفاده می شود از حدیث عایشه رضی الله عنه

 2- اجماع

مسلمانان در مورد عزیمت وی ​​توافق کردند. (شرح کتاب "لامات الاقید" ، شیخ محمد الوثائمین ، ص 105

* داستان خروج دجال.

وی از شیخ محمد الوثیمین رحمه الله یاد کرد.

 "از جاده بین شام و عراق خارج می شود ، و مردم را به پرستش او دعوت می کند ، بنابراین یهودیان ، زنان و عربها بیشتر آنها را دنبال می کنند. هفتاد هزار یهودی اصفهان او را دنبال می کنند. روزهای او مثل همیشه است ، و او یک چشم کور است که بین چشمهایش نوشته شده است (کفر). م Theمن فقط آن را می خواند ، و او یک فتنه بزرگ دارد ، از جمله اینکه به آسمان فرمان می دهد تا باران ببارد و زمین جوانه بزند ، با او آسمان و آتش است ، وسوسه او آتش است و آتش او بهشت ​​است ، و پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - از او هشدار داد و گفت: هر کس که آن را بشنود ، از آن اجتناب کند ، و هر کس که آن را درک کند ، بگذارید خطوط ابتدایی سوره کهف یا درهای باز سوره کهف را برای او بخواند. "(مراجعه کنید به حدیث النواس بن سامان به روایت مسلم: کتاب الفتن: فصل ذکر دجال و شرح آن:" 29371 "110" ، 110) (اعتقاد ، شیخ محمد آل اوتایمین ، ص 105-106)

* دجال مادرزادی.

و از حذیفه رضوان الله تعالی فرجه الشریف فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

"دجال در چشم چپ کور است ، بادهای مو ، او بهشت ​​و آتش دارد ، بنابراین آتش او بهشت ​​است ، و باغ او آتش است." تنظیم شده توسط البخاری (3450) ، و مسلم (2934).

از ابو هریره رضی الله عنه که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

 "اخیراً درباره دجال به شما نگوئید كه به او به پیامبری از قومش گفت: این یك چشم است و او مانند بهشت ​​و جهنم با او می آید ، والتی می گوید: این بهشت ​​است ، آتش است و من به شما هشدار می دهم كه نوح را نیز از قوم خود بر حذر داشت." روایت شده توسط بخاری (3338) و مسلم (2936)

* دجال به مکه و مدینه وارد نمی شود.

و در حدیث فاطمه بن قیس از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از تمیم الدری - رضایت خدا از او - که دجال به او گفت:

(بنابراین من بیرون خواهم رفت و بر روی زمین قدم خواهم زد و روستایی را ترک نخواهم کرد که آن را در چهل شب غیر از مکه و تبس ترک نکنم ، زیرا آنها برای هر دو ممنوع است) روایت مسلم

* دجال ماورا الطبیعه.

و او وسوسه بزرگی دارد ، از جمله اینکه به آسمان فرمان می دهد ، و باران می بارد و زمین ، و جوانه می زند ، همراه او باغ و آتش ، وسوسه او آتش است و آتش او آسمان است.

از ابو هریره رضی الله عنه که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

 (و مانند بهشت ​​و جهنم با او می آید. (33) کسی که می گوید: بهشت ​​است ، آتش است و من همانطور که به شما هشدار می دهم در مورد آن به شما هشدار می دهم.)

- از طرف ابوسعید خدری رضوان الله تعالی فرجه الشریف ، که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک روز طولانی در مورد دجال به ما گفت ، بنابراین فرمود: آنچه بر ما گذشت ، گفت:

 "او را ممنوع می کند تا وارد شهر محجبه شود ، ونتا برای برخی از باتلاق های دنباله شهر باید آن روز نزد او برود ، مردی برای مردم خوب است یا افراد خوبی است و به او می گوید: من شهادت می دهم که تو دجال هستی ، که به ما گفت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سخنرانی خود ، او دجال می گوید: آیا می بینی که پس از آن اوهیدیت ، اوکن را کشته است؟ من می گویم: نه ، او گفت ، و سپس او را بکشد ، در حالی که به او سلام می کند ، می گوید: خدایا ، آنچه را که اکنون هرگز نسبت به من بیشتر نیستی ، او گفت ، می خواهد او را بکشد دجال بر روی آن ریخته نشده است. " ابو اسحق گفت: گفته شده است: این مرد الخادر سلام الله علیه است (روایت بخاری (1882) و مسلم (2938)).

* مدت اقامت وی.

در حدیث قوم سیمعون رضوان الله تعالی فرجه الشریف: گفتیم: ای رسول خدا ، او چه چیزی را بر روی زمین پخش کرده است؟ او گفت:

 "چهل روز ، روز به عنوان یک سال ، و روز به عنوان یک ماه ، و روز مانند یک هفته ، و بقیه روزهای او Koaamkm" ما گفتیم: یا رسول خدا ، آن روز به عنوان یک سال است ، Atcfhina روز نماز؟ او گفت: "نه ، سرنوشت خود را به او بده." ما گفتیم: ای رسول خدا ، سرعت او در زمین چقدر است؟

او گفت: "باد کاغیت استدبرنه ، به ویداوهم می آید ، آنها او را باور می کنند و به او پاسخ می دهند ، دستور می دهند آسمان باران ببارد ، و زمین جوانه می زند ، آنها را به سرانه می رسانند ، بیشتر از آنچه قرار بود پرتاب کنند ، و به داروآ اعطا می کنند ، و جواسر ایستاده ، سپس مردم می آیند ، ویداوهم وردون به او می گوید ، ویناس آنها چیزی از پول خود در اختیار آنها قرار نمی دهد و از باخربی عبور می کند ، او به او می گوید: از گنجینه های خود بیرون برو ، وتاتبه گنجینه های زنبورهای Kiesab را صدا می کند ، و سپس مرد جوان را صدا می کند ، به شمشیر حمله می کند Afiktah Dzlten هدف را پرتاب می کند ، سپس وی Viqubl را صدا می زند و صورت خود را خیرخواهانه می خنداند ، در حالی که او همچنین به عنوان خدا مسیح را فرستاده است ابن مریم ... »گردآوری شده توسط مسلم (2937).

* جلوگیری از وسوسه دجال.

1 / شناختن اسما و صفات خداوند.

که هیچ کس با او شریک نیست؛ ما می دانیم که انسان های دجال بی عیب و نقص در این باره خدا را می خورند و می نوشند ، و دجال یک خدا یک چشم نیست و او تا زمان مرگش یکی از پروردگارش را ندیده است ، و مردم دجال نیز هنگام بیرون آمدن وی و کافرهای کاففرم کافران را می بینند.

 2 / از وسوسه دجال به ویژه در نماز پناه بگیرید.

از طرف ابوهریره گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

(اگر هرکدام از شما را در خدا فلیکتاز چهار مشاهده کنید ، می گوید: پروردگارا ، من از مجازات جهنم و عذاب قبر ، از آزمایشات زندگی و مرگ و از شر فتنه دجال به تو پناه می برم) روایت مسلم (588).

3 / حفظ آیاتی از سوره کهف.

(از ابوالدردا ، كه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: كسی كه ده آیه از سوره كهف اسام اول را حفظ كرد) از الدجال (صحیح ال كهف)

4 / از دجال فرار کنید و از او دور شوید.

این به دلیل شباهت های با او است ، و ماوراal الطبیعه بزرگ ، که ممکن است شخص وسوسه شود ، بهترین حالت زندگی در مکه و مدینه است ، همانطور که در بالا ذکر شد.

از عمران بن حسین رضوان الله تعالی فرجه الشریف که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

احمد شاکر گفت: "هرکس دجال را بشنود ، سوگند یاد می کند که مرد نزد او بیاید ، که محاسبه می کند یک مومن ، ویبه که شبهات خود را می فرستد" [روایت ابو داود (4319) ، احمد (19761) و اسبها در "طاقچه" (5488) ، احمد شاکر گفت: انتساب آن معتبر است.

* پایان دجال.

پایان دجال و نابودی او به دست عیسی علیه السلام خواهد بود ، و این از رحمت خداوند متعال و عظمت حکمت اوست که هبوط عیسی علیه السلام همزمان با ظهور از دجال بود ، به طوری که مسیح ، سلام بر او ، الگویی برای مrsمنان خواهد بود و آنها را ثابت می کند ، و تا زمانی که مکاشفه قدرت سلام - بر ضد مسیح ، و او را تعقیب می کند تا اینکه او را با "باب لاد" ، کوهی در شام گرفتار کرد ، و سپس او را در آنجا کشت و مردم را از شر او نجات داد. از طرف ابو هریره ، رضوان الله تعالی فرجه الشریف - رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - گفت:

 (عیسی بن مریم صلوات الله علیه و آله و سلم فرود می آید .. اگر دشمن خدا - یعنی دجال - در حال حل شدن آب در حال حل شدن نمک در آب است ، اگر او را ترک می کرد ذوب می شد تا زمانی که نابود شود ، اما خدا او را با دست او می کشد و خون او را نیزه اش را به آنها نشان می دهد)