الاثنين، 6 فبراير 2017


 
اسلام، عمر بن الخطاب، ممکن است خدا Anh.hsar مردم سربلند Talib.ovah ابی طالب و خدیجه خدا آنها را برکت دهد.
ستایش از آن خداست، پروردگار جهانیان است و درود و رحمت بر رسول خدا بر او و خانواده اش و اصحاب
· اسلام، عمر بن الخطاب ممکن است خدا با او خوشحال باشد.
ابن اسحاق گفت: - اسلام، عمر بن خطاب پس از مهاجرت از اولین حبشه.
 (ابن حجر: - فتح الباری 7/183)
ام عبدالله دختر پدر Hathmah یک مهاجر از اتیوپی او گفت گفته است:
 (خدا، من Ntrahl به حبشه عامر در برخی از نیازهای ما رفته است، اگر شما عمر بن خطاب قبول، ایستاد و ما دیدار با او را تازیانه ما و شدت آسیب برساند Alina-
او گفت: این نقطه شروع O ام عبدالله است.
گفتم: بله، و خدا Nkrzin در زمین خدا و Avetamona Gahrtamona تا خدا باعث می شود یک راه است.
او گفت: Sahbkm خدا، و من او را دیده مقاله من آن را نمی بینم پس از آن من ترک من غمگین بود به عنوان ما است.
او گفت که او آمد عامر که من گفت، اگر من عمر عبدالله بالا مقاله خود را دیدم و ما غمگین،
او گفت: Otmat در اسلام؟
 گفتم: بله.
او گفت: - "را ارائه نمی آنچه که من دیدم حتی ارائه یک خر بن خطاب!"
 او گفت: "ناامیدی در سن آنچه که او از اشتباه و ظلم و ستم خود را به اسلام بود.")
 
 
(زندگینامه ابن هشام 1/342 اسناد که در آن عبدالرحمن بن حارث Sadok توهمات خود و پیروان عبدالعزیز بن عبدالله بن عامر بزرگ، ترجمه بخاری خود اعلام نکرده است که یک زخم است اصلاح نمی شود.)
حافظ ابن حجر: -
 او گفت که انگیزه خود را برای ورود در اسلام چه در خانه خواهر خود فاطمه (س) از قرآن شنیده شد. (ابن حجر فتح الباری 7/176)
* خشونت علیه حادثه قریش اسلام حضرت عمر تا سال دره خود را می خواهید او را برای اجاره دادن نیست عاص او را بکشند واکنش نشان دادند. (صحیح بخاری فتح الباری 7/177)
* جلسه قصی قرآن پس از پیامبر (ص) محمد (ص) او را در نماز خود را در نزدیکی کعبه و عمر دست کم گرفت Bostarha Vdaevh (مصاحبه فرستنده ضعیف)
* و همچنین داستان زندگی او را با خواهر خود فاطمه (س) در حالی که زده به اسلام و ضربه زدن به شوهر و پس از آن و اطلاع از روزنامه که در آن آیات از تبدیل خود به اسلام و تخلیه بیش از حد ضعیف است. (مصاحبه ضعیف، چون زندگی نامه پیامبر (ص) درست 1/180)
و تبدیل او به اسلام ممکن است خدا با او خوشحال می شود غرور و افتخار از اسلام و مسلمانان بود:
* ابن مسعود گفت: - ما هنوز Oazza از اسلم عمر. (صحیح بخاری، فتح 7 / 41-177)
* او همچنین گفت: - من به یاد داشته باشید زمانی که و چه ما می توانیم در خانه تا اسلم عمر، دعا زمانی که اسلم عمر آنها را تا زمانی که آنها را ترک ما دعا می جنگیدند (لایه ابن سعد 3/270 اسناد به درستی).
· محاصره مردم ابی طالب.
علت این محاصره، پسر زیادی در آغاز و پایان، او گفت: -
(هنگامی که قریش احساس کردند که رسول خدا، صلح بر او کشورها زخمی شدن او تن به تن بود و امن یک تصمیم، و این که Negus شده بودند، مانع از از آنها را به او متوسل شده، و این که عمر امن ترین او و حمزه خود را با رسول خدا، صلح بر او و همراهانش و اسلام Ev_o قبایل بود. .vajtmawa و Aitmarwa در به نوشتن یک کتاب که در آن قرارداد بنی هاشم و بنی عبدالمطلب را به ازدواج هر Enkhohm آنها را یا نه چیزی است که Aabieohm Eptaawa آنها) (ابن کثیر آغاز و پایان 1/508)
* قریش و مصمم به کشتن رسول خدا، صلح بر او باشد، به اتفاق آرا موافقت کردند که فرزندان عبدالمطلب دستور داد آنها را برای ورود به رسول خدا به او و مردم و Ihamoh آن را برکت دهد، آنها همه مردم Mslmanm و Ccaffrhm رفت ..
طیف نفرت که Ijalsuhm نیست Akhataiwhm نمی Aabieohm Ibayaohm تا رسول خدا تسلیم شدن نیست، صلح بر او به قتل برسانند، و آن را در روزنامه نوشت ... آنها در میان مردم خود در سه سال درنگ و رنج، تلاش و گرسنگی خود را تشدید،
زمانی که او سه سهمیه سر مردان سرزنش از قریش در آنچه اتفاق افتاده بود و به اتفاق آرا به لغو روزنامه Oamlhm حضرت محمد، درود خدا بر او که او تنها شرک و بی عدالتی کلمات را در نمی ماند. بنابراین تحریم به پایان رسید.
(بن نر هشام آنها پیدا شده است موریانه خورده اند که در روزنامه بود، اما نام خدا، گفت: ابن اسحاق و موسی مانع بن در مقابل موریانه آیا نام خداوند متعال اجازه نمی دهد، اما می خوردند و به عنوان بی عدالتی و از خود بیگانگی در آنجا ماند و خدا 7/192 می داند)
او د. اکرم ضیاء عمری در سیره 1/181 صحیح: -
(و اگر شما یک رمان در جزئیات ورود مردم مسلمان ابو طالب، منشاء ثابت حادثه را ثابت کند، و این بدان معنا نیست که هیچ جزئیات یک حادثه تاریخی وجود دارد) (ابن حجر - گفت: وقتی آنها را اثبات نمی هنگامی که چیزی بخاری از این داستان تنها با ابو هریره شامل، به دلیل آن نشانه ای از منشاء داستان Kalshrah برای گفتن در یک بحث (آنها کفر مشترک) فتح الباری 7/193)
• رسول خدا به نام قریش و قحطی تا مرده وجود دارد و چرم خوردند، آمد ابوسفیان پرسید رسول خدا، صلح بر او به آنها پاسخ و رحم آنها را ترغیب (که قبلا ذکر شد)
· مرگ ابو طالب و خدیجه خدا آنها را برکت دهد.
· هنگامی که بنی هاشم را ترک مردم ابو طالب حتی زخمی رسول خدا، درود بر مرگ عمویش ابو طالب شود
نام عبدالمناف، در سال دهم اواخر Alambos بود ابو طالب دیواری پیامبر، که درود خدا بر او و او را خشمگین و حمایت از او، و قریش احترام است، و وقتی که من حضور رهبران تله مرگ آمد و او را در ارادت به دین فشرده و نه برای ورود به اسلام، گفت: دوست دوست دارید رنگ پریده از عبد المطلب ؟ و به او پیشنهاد رسول خدا، صلح بر او اسلام، گفت: «بگو هیچ خدایی جز الله و من شهادت به شما توسط روز قیامت،» گفت: ابو طالب: لولا Taerni توسط قریش، آنها می گویند، اما انجام آنها وحشت، برای من چشم او تایید شود، خدا نازل: (
( إِنَّكَ لاَ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ )القصص:56
صحیح بخاری (فتح الباری 8/506) و صحیح مسلم هسته ای توضیح 1/213 -216، در حالی که رمان ابن اسحاق که به نفع اسلام، ابو طالب در سند مبهم رمان ضعیف است.
این ایده خوبی تثبیت جهل در ذهن ابی طالب بود، و همسالان خود در حال حاضر درد زمان دستیابی او به خاطر ترس از پخش اخبار از تبدیل خود را به اسلام و تاثیر بر مردم خود را تحت تاثیر قرار بود.
* او وعده داده است خدا او را و ابو طالب را برکت دهد که خدا آمرزش برای آنچه که او آن را به اتمام برساند بپرسید،
خدا پس از مدتی در میثاق مدنی اواخر برای آمرزش به کافر منع او می گوید: - (صحیح بخاری (فتح الباری 7/193)
((مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ)(التوبة) - روایت شده توسط مسلمان در صحیح 1/54.
 او گفته است درود خدا بر او: "شاید شفاعت من او را در روز قیامت بهره مند خواهد شد در ساخت Dhoudah از آتش مچ پا او را مغز خود جوش" (- مطلق بخاری)
* دختر خدیجه خویلد خدا آنها را برکت دهد.
او قبل از مهاجرت پیامبر به شهرستان در سه سال درگذشت. (صحیح بخاری (فتح الباری 7/224)
رسول خدا، صلح بر او باشد: «من دستور داده اند که به خانه خدیجه عصا موعظه کند شلوغی از بنای تاریخی و نه" ابن هشام: نی توخالی در اینجا مروارید گفت: "(به کارگردانی در صحیح)
نعمت و صلح بر پیامبر ما محمد و خانواده اش و أصحاب

ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق