الثلاثاء، 21 فبراير 2017

 

مهم ترین وقایع در عصر پنجم هجرت حضرت است.

ستایش از آن خداست، پروردگار جهانیان است و درود و رحمت بر رسول و خانواده و همراهانش باشد

1 / اتفاقاتی که در این سال در هر یک از خانه اش رخ داده است.

1. ازدواج خدا بر او دختر حارث Bjoarah شود: -

عایشه، خداوند خوشحال می شود: - (آنچه رسول خدا بخش خداوند او و فرزندان بردگان برکت Mustaliq فاطمه دختر حارث در سهم ثابت بن قیس امضا)

هنگامی که حضرت محمد (ص) بر او تا زمانی که او به شهرستان در آزاد کردن خود را از بن قیس ثابت، که در سهم او افتاد و نویسنده بود بازگشت و به او آمد Juwayriya دختر هراتا Tstaanh، او گزارش کرده است که رسول خدا او را و در مردم او را برکت دهد،

او آنها را مورد قضاوت قرار نوشتند و ازدواج خدا او را برکت دهد و زمانی که مردم از بلیک آگاه هستند اخراج بقیه اسارت و گفت: ماگمایی رسول خدا، صلح بر او باشد و او را آزاد از یکصد نفر از خانه (چه بزرگترین زن در مردم او را از جمله استخر بود) شد Atgaha جهیزیه اش. (زندگینامه ابن هشام 2/294 -645 اسناد به درستی و سنن ابو داوود 2/347)

2. حادثه Alivk.

عایشه، خدا او گفت: - (رسول خدا، صلح بر او باشد اگر او می خواهد به دست کشیدن یک کتاب از همسران خود را زمانی که او بانو Mustaliq دینگ بین همسران خود کردن فلش در آنها رفت، بیرون رفت رسول من الله، درود خدا بر او و شما می توانید اگر شما مرا ترک Bairy نشسته در Hodga ( من گوشت وزن نیست)، سپس افرادی که ترک می کردند من می آیند و Ihamleuena من در Houdaj Faihmlona در پشت شتر را هستم که او به پایان رسید رسول خدا، صلح بر خروج خود را که او چهره Agafla حتی اگر آن را توسط برخی از شب نزدیک به شهرستان به خرد کن بود، و سپس موذن اجازه در افراد برود، مردم سفر و به برخی از نیاز من رفت، و در گردن من مرا، و هنگامی که او را خالی سر خوردن Volthompsh گردن من تا زمانی که مادر بزرگ خود قوم سفر و در زمان Houdaj فکر می کنم من در آن هستم، به طوری که او رفت و برگشت به سربازان اما پیدا کنید هر کسی Vtlvvt Bjlababi سپس دراز کشیدن در صندلی من و من می دانستم که اگر از دست رفته به بازگشت به من.

او گفت: - قسم می خورم که دروغ گفتن هستم آن را به عنوان به من گذشت صفوان بن غیر فعال و او ارتش شکست خورده بود، دیدم سوادی تبدیل به حتی متوقف علی است، شده است برای دیدن من قبل از او بازدید ما حجاب، هنگامی که رانی گفت: من خدا و به سوی او بازخواهیم گشت Zaanh رسول خدا، صلح بر او باشد ؟ من در لباس من Mtlvvh.

او گفت: - آنچه که در پشت شما خدا به شما برکت؟

او گفت: - چه یک سخنرانی.

سپس، نزدیک به پشت شتر را: - Orkpa و Astakhar من.

او گفت: Frckpt و در زمان سر شتر به سرعت رفت از مردم خواست، و رفت مردم اطمینان بود وقتی که او سوار مرد به من منجر می شود، او گفت، مردم از ایده را از آنچه گفتند، و ضربان نظامی، و خدا که من می دانم چیزی از آن.

سپس ما ساخته شده در شهرستان است به پایان رسید تا به صحبت کردن به رسول خدا، صلح بر او و به پدر و مادرم و من هیچ چیز نمی دانم، اما من انکار کرده بود رسول خدا، صلح بر او باشد برخی مهربانی به من ..

زمانی که او وارد و مادر من Tmrdhana گفت: - (چگونه Tekm؟) نه بیشتر از آن.

او گفت: - تا زمانی که من پیدا کردم خودم در من گفت: - ای رسول خدا (وقتی دیدم آنچه که من از Ajafaih من دیدم) من مجاز اگر من به مادرم Fmrdtna نقل مکان کرد؟

او گفت: - (نه شما) ..

من برای شب به برخی از نیاز من رفت و مادر من صاف است، آن است که به راه رفتن با من، همانطور که در MRTHA پیدا شده است او گفت: - بیچاره تخت می باشد.

گفتم: - بد عمرو به خدا، آنچه من گفتم به مرد مهاجران دیده است بدره

او گفت: - و یا چه خبر Bulgk هی دختر ابوبکر؟

او گفت: من گفتم: - چه خبر؟

Vokhbertna او که گفتن مردم ساخت.

من گفتم، و یا این بوده است؟

او گفت: - بله، و خدا بود

او گفت: مطمئن باشید از آنچه تخمین زده مدفوع می شود، و من برگشتم من قسم می خورم من هنوز گریه بنابراین من فکر کردم که گریه کبد Sasda.

او رسول خدا، صلح بر او باشد در افراد Fajdobam آن را نمی دانم،

 خداوند سبحان است و او را ستایش و سپس گفت (ای مردم، چه در مورد مردان به من صدمه دیده، من در خانواده من، و آنها می گویند درست نیست ....)

او پس از آن دعوت رسول خدا او را برکت دهد و علی بن ابی طالب، و اسامه بن زید Voscharhma هم زید خوب تحسین کرد و گفت: - ای رسول خدا، پدر و مادر خود را به آنها را نمی دانم اما خوب، و این یک دروغ و باطل است.

همانطور که برای علی، او گفت: - ای رسول خدا، که زنان و برای بسیاری از شما قادر به نمایندگی است.

سپس وارد رسول خدا، صلح بر او باشد، و من پدر و مادرم و من گریه او ستایش خدا نشست و او را ستایش و سپس گفت: - (O عایشه از آن شده است چه میزان به سخنان مردم ترس از خدا، هر چند شما ممکن Qarvat بدتر از مردم می گویند Vetoba به خدا، خدا توبه را می پذیرد از بندگانش) و منتظر پدر و مادر من به حال برای پاسخ من رسول خدا، صلح بر او صحبت نمی کنم.

من به آنها گفت: - نمی Tjiban رسول خدا، صلح بر او باشد؟

و ما - و ما نمی دانیم که چه خدا پاسخ ..

او گفت: - هنگامی که Astagama علی Astabert گریه کردم، و پس از آن گفت: - خدا به خدا، که هرگز ذکر، خدا توبه نیست، من نمی دانم در حالی که شما اعلام کند که آنچه مردم می گویند، و خدا من از او بی گناه هستم، برای Ocoln مگر اینکه در حالی که من را رد آنها چه می گویند من را باور نمی داند ..

او گفت: - و پس از آن به دنبال نام یعقوب، به عنوان من به یاد داشته باشید، اما به ابو یوسف گفت: من می گویم: -

 ((فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ)( -سورة يوسف (18)

او گفت: - قسم می خورم است که رسول خدا او را برکت دهد و شورای خود را، حتی Tgshah خدا Itaghah، Vsja لباس او بود، و قرار دادن یک بالش آدم زیر سر خود، یا وقتی که من تا مطمئن شوید که چه شناخته شده بود که من می بینم نگران شده بود دیدم هستم و خدا ستمگران من است.

عنوان پدر و مادر من که دست روح من است چه یک راز از رسول خدا، صلح بر او بنابراین من فکر کردم تا خود را فارغ التحصیل شده اند، تفاوت می آید که از خدا برای رسیدن به آنچه مردم گفت ..

او گفت: - پس از آن یک راز از رسول خدا، صلح بر او نشست و پاک کردن عرق از Ajabih او می گوید: "Obhari O عایشه، خدا بی گناهی خود را نشان داده است."

من گفت: - خدا را شکر.

سپس او به مردم Fajdobam آنها را به دنبال چه خداوند متعال از قرآن در این آیه

 ((إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ  بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ  لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ  وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ)( سورة النور (11)

او سپس دستور Bmstah مبلمان بن، و حسان بن ثابت، دختر کره اسب و گرفتاری، و آنها را افشا که آنها بی اخلاقی تنها (حد انزال) را کشت ..

عایشه گفت: - من امیدوارم که برای دیدن پیامبر (ص) او را در چیزی خواب خود دروغ به خدا در مورد من، چه می داند از بی گناهی من، یا یک داستان در روستاها پایین آمده، من به خودم قسم می خورم من شنیع ترین از آن بود. (این روش مدرن در (درست) شروع و پایان از پسر بسیاری از 1/769/766 است)

2) صلح فتوحات خود را بر او این سال است.

1 بانو Mustaliq (Amartisa).

• تاریخ است.

این فتح ماه شعبان در سال پنجم مهاجرت بود

که درست در زمانی که latecomers پسر از ارزش ها و طلایی است،

 پسر اسحاق آن را در ماه شعبان سال شش مهاجرت رفت و مخالف بنابراین بخاری و مسلم از سفارش سعد بن MAAZ در نبرد Almstaleg با شهادت در نبرد Quraizah پس از سنگر ساخته شده به طور مستقیم نمی تواند بانو Mustaliq اما قبل از ترانشه. (صحیح مسلم 8/115 و فتح الباری 8 / 471-472)

• ایجاد می شود.

1. پسران Mustaliq به مسلمانان به عنوان یک نتیجه از حمله به کس جرات.

2. و همچنین آنها می خواهند در مسیر تجارت باز به دست قریش یکی باقی بماند.

• نبرد.

پیامبر (ص) او من قصد Almstaleg ساخته شده برای حمله به شهرستان، ارتش Fjhz دانست و خارج از شهرستان رفت و آنها را مورد حمله قرار ممکن است خدا او را برکت دهد و آنها گارون (یعنی غافل) و Oanaamanm سیراب بر روی آب، کشتن Mqatlhm و مسحور فرزندان خود و آن روز زخمی Guirec را (بخاری 3/129)

روایت شده توسط مسلمان نشان داده است، عبارتند از: - و این رمان روشن است که حمله بدون هشدار و جو در زمان (آگار خداوند او و فرزندان آنها Mustaliq گارون ... برکت دهد) است انبوه Kanwaijmon جنگ مسلمانان Vbogtwa و آنها مشکل شد، آنها نمی تواند مقاومت در برابر.

ابن اسحاق: - اشاره ای به مبارزه در آب Amartisie و سپس شکست پسران Mustaliq و کشتن یکدیگر و در نظر گرفتن مسلمانان فرزندان و همسران خود و پول خود را.

2 جنگ خندق (احزاب).

ابن کثیر گفت: - خدا نازل کرده است به احزاب صادر سورات خدا گفت

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ)( سورة الأحزاب (9-27)

• تاریخ: -

نبرد احزاب در شوال سال پنجم و جو در زمان مهاجرت از نظر اکثر دانشمندان است (ابن کثیر آغاز و پایان 1/722)

• دلایل: -

قریش بود با توجه به اقدام نظامی برای از بین بردن مسلمانان در شهرستان به طور کامل حذف ..

* با توجه به نیروی قریش به تنهایی کافی به انجام وظیفه نیست تلاش کرده است تا با اتحاد با دیگران به جنگ، مسلمانان

- فرصت رسید که آنها حضرت محمد تخلیه، صلح بر او یهودیان بنی نادر در شهرستان باشد

- این یک اتحاد قریش و یهودیان بنی نادر قبیله Gtefan های این احزاب در جنگ مسلمان است.

• مسلمانان از ائتلاف احزاب ایستاده: -

آنچه او آموخته اخبار مسلمانان استخر احزاب برای تهاجم خود را تا زمانی که حضرت محمد، که درود خدا بر او مشورت آغاز شد آنچه باید انجام شود به کنار آمدن.

او توصیه کرده است سلمان فارسی گودالی حفر کردند. (قدیمی تر از ابو معشر توسط سندی (د نشان داد. 171 ق) بدون اختصاص فتح الباری 7/393)

در منطقه شمال شهرستان و تنها فضای باز در مقابل مهاجمان بازیگران دیگر مانند یک قلعه بوده است.

اهمیت سنگر: -

1. خندق مانع مانع اتصال مستقیم بین مهاجمان و مسلمانان

2. جلوگیری از به شهرستان شکستن

3. فراهم می کند برای مسلمانان مواضع دفاعی خوبی، تلفات مهاجمان Vicbdon با پرتاب دارت از پشت خندق

• موقعیت پیامبر (ص) او و همراهانش از مته شود: -

مسلمانان شروع حفر ترانشه، شده است به سرعت با وجود آب و هوای سرد و قحطی که در شهرستان در زمان ضربه حفاری (بخاری 5/45 و فتح الباری 7/395)

حضرت محمد، درود خدا بر او حفاری با آنها و انتقال خاک تا زمانی که من دیدن گرد و غبار ضربه شلاق معده خود را، بر روی سنگ معده خود کشیدن، بیش از حد بودن گرسنگی (صحیح بخاری و صحیح مسلم 5/47 3/1430، و فتح الباری 7/395)

 او با اصحاب آهنگ منعکس شد و ارسال آنها نسبتا کم: -

خدا، نه برای آنچه که شما باور ما نیست و هدایت ما دعا

چاقو Phanzln و ما ثابت کرد که پای Akina

اولین، ممکن گوا اگر ما می خواستیم فتنه پدر ما (بخاری 5/47 - فتح 7/399)

مسلمانان قادر به انجام در خندق بوده است فقط شش روز (Asamhzdi: وفا 4/1208)

پس از اتمام سنگر قرار دادن پیامبر (ص) زنان و کودکان و صلح در فورت جلف و زننده قوی سنگر مسلمانان باشد. (صحیح مسلم 4/1879)

• تعداد ارتش

تعدادی از احزاب: - ده هزار جنگجوی

تعداد مسلمانان: - سه هزار جنگجوی

• موقعیت منافقان: -

Astoznoa حضرت محمد، درود خدا بر او به میدان جنگ را ترک کنند، و آنها گفتند که خانه های ما در معرض دشمن است، اما آنها به معنی برای فرار از مرگ

• شرح معضل قرآن که مسلمانان ضربه: -

او می گوید

(إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ القُلُوبُ الحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنَالِكَ ابْتُلِيَ المُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالاً شَدِيداً) (سورة الأحزاب (10ـ11)

احزاب از بالا آنها آمد، و پسران قریظه اعلام شکستن عهد و پیمان از پایین آنها آمد، و منافقان که فکر خدا Znon زخمی مسلمانان زلزله شدید و یک معضل بزرگ است، اما ایمان عمیق را مسلمانان Asamadn در مقابل بقیه از این خطرات (بیوگرافی D درست پیامبر اکرم العمری 2/428)

• مبارزه دستور غذا: -

قریش برای دیدن خندق شگفت زده شد، و درمانده در چگونه conquerable، به عنوان آنها در مورد به انجام این کار شد هر زمان که مسلمانان آنها را با فلش باران و محاصره و طولانی بیست و چهار شب تشدید شده است. (ابن سعد: طبقات عمده 2/73 اسناد از مردان خود را قابل اعتماد)

اما این حملات مشرکان بود تا حضرت محمد بس نیست، صلح بر او باشد و مسلمانان بودند قادر به انجام نماز عصر در یک روز در زمان نیست، اما پس از غروب آفتاب Saloha (فتح 2/68)

این ترس نماز و آغاز نشده است چرا که او در پس از آن در نبرد تکه آغاز کرده است. (فتح الباری 7 / 421-424)

• پایان نبرد: -

این روحیه از احزاب به طول محاصره یک طرف سقوط و طوفان کرد و متذکر سرمای شدید خدا بچگی باد نصر مسلمان است. (صحیح بخاری و صحیح مسلم 5/47 2/617) 

Voqtalt چادر خود را و خاموش آتش سوزی و دفن بارهایشان بگذارید گریه از جمله ابوسفیان را ترک کند و از حمله متحمل شده بود تنها خستگی و کاهش هزینه های .. (فتح الباری 7/400)

به این ترتیب، احزاب شهرستان موکول فرماید

 (وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا  وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ  وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا) سورة الأحزاب (9ـ25)

خدا پاسخ نماز از پیامبر صلح بر او باشد، در جریان محاصره ( "ای خاندان کتاب، سریع احزاب محاسبه را شکست، شکست آنها و O را تکان داد") (صحیح مسلم 3/1363)

• نتایج حمله: -

نبرد خندق کمتر تهاجم مرده با وجود تعداد بسیاری از کفار زیرا به طور مستقیم متصل واقع شده بود، اظهار داشت هشت مسلمانان (زندگینامه ابن هشام 3/253) -

سعد بن MAAZ در Oekhalh زخمی (Oekhalh: عرق در وسط بازو) -

و سپس او پس از درگذشت بنی قریظه (بخاری 1/51)

• مشرکان تنها چهار مرده است.

3. بنی قریظه: -

حمله در آخرین از یک گره و برای اولین بار از استدلال در سال پنجم هجرت حضرت را گرفت، پس از جنگ خندق، که در سال پنجم مهاجرت شوال بود.

• دلایل: -

دلیل حمله به سرنگونی Quraizah عهدی که بین آنها و پیامبر (ص) او (بیوگرافی D درست پیامبر اکرم العمری 1/313.)

• آغاز تهاجم: -

خدا فرمان داده است رسول او، صلح بر او مبارزه Quraizah پس از بازگشت از خندق و سلاح قرار می گیرد (بیوگرافی D درست پیامبر اکرم العمری 1/313)

دستور داد که پیامبر (ص) او و همراهانش بود برای رفتن به آنها، و من می دانم که دوستان خود را که خدا جبرئیل فرستاده بود به لرزش قلعه خود و وحشت تیراندازی در قلب خود. (بخاری: صحیح 03/24)

و به آنها دستور، صلح بر او باشد: - (به دعا تنها در یک سن Quraizah نیست) در رمان بخاری (راست بخاری 3/34)

و یا به عقب - در رمان مسلمان (5/163 مسلمان واقعی - بیوگرافی D درست رسول اکرم العمری 1/315)

زمان سن در جاده آمده است، برخی از آنها برخی از آنها دعا کرد، و برخی از آنها گذشته اذعان پیامبر (ص) او را احزاب ..ouhasroa بن قریظه شود ماه گفته شد و بیست و پنج شب گفته شد، قوی تر از مدرکی که او بیست و پنج شب بود (بخاری: حق 2/120 -3 / 24، و مسلمان: صحیح 5 / 160-161)

• پایان حمله: -

هنگامی که محاصره و معضل استخوان آل Quraizah تشدید، و آنها می خواستند به تسلیم شدن و رفتن به پایین به حضرت محمد، صلح بر او آن را محکوم سعد بن MAAZ قضاوت شده توسط پسران قریظه حکومت او باشد، چرا که آنها را دیدم که او آنها را به دلیل اتحاد بین آنها و مردم خود را مختلف Seraphington ..

FJI سعد تلفن همراه چرا که او سهام در بازو در سنگر او آنها را مورد قضاوت قرار به کشتن جنگنده و زنان اسیر و فرزندان، و به تقسیم پول برخورد کرده بود، Voqrh حضرت محمد، درود خدا بر او و گفت: - من یک فضیلت خدا به سر برد. (شروع و پایان ابن کثیر 1/743)

4) مرگ سعد بن MAAZ ممکن است خدا با او خوشحال می شود: -

- ابن کثیر گفت: - سعد خدا نامیده است به ذبح کردن حتی اذعان یک نمونه از Quraizah (شروع و پایان ابن کثیر 1/743).

- ابن اسحاق گفت: - هنگامی که او در گذشت شان Quraizah منفجر شد سعد بن ممنوع زخم او، و فوت کرد یک شهید (شروع و پایان ابن کثیر 1/743).

- جابر گفت: - من شنیده ام رسول خدا، صلح بر او می گویند: - (لرزش تاج و تخت به مرگ سعد بن ممنوع) (بخاری)

- روایت شده توسط مسلمان: - (لرزش عرش خداوند برای مرگ سعد بن ممنوع)

اسحاق: - شنیده باره بن مجرد می گوید: اختصاص داده شده به پیامبر صلح بر او کت و شلوار، ابریشم، و همراهان او Almssounaa آغاز شده و تحسین Linha، او گفت درود خدا بر او (شما توسط Lin شگفت زده این دستمال مرطوب سعد بن ممنوع آنهایی که خوب یا آلن ") باشد (بخاری)

و شرط شیوخ، گفت: - "(و دست من دستمال مرطوب به سعد بن MAAZ در بهشت ​​بهتر از این است")، ممکن است خدا با او خوشحال باشد.

 

نعمت و صلح بر پیامبر ما محمد و خانواده اش و أصحاب






ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق